اصلي زبان‌هاي محلي اروپا همين دبيران بودند، به ويژه مغلق‌نويس‌ترينشان‌، بوزينه‌هاي مقلّد سيسرون1.
به يك تفاوت ديگر هم بايد اشاره كرد. در غرب لاتيني منشورها و فرمان‌ها ممكن بود با خط خوانا نوشته شود، ولي خط خوب استثنا بود و خوش‌نويسي كمياب‌. از طرف ديگر زيبايي‌ طبيعي خط عربي تجربه‌ها و استعدادهاي خوش‌نويسان را به خود مي‌خواند. مثلاً يكي از اجزاي‌ مهم هر منشور يا فرماني طغرا يا عنوان خطاطي‌شده‌ٴ فرمان‌رواي صادركننده‌ٴ آن بود. برخي از طغراها بسيار جذاب و فريبا هستند و به اسناد زيبايي خاصي مي‌بخشند. با گذشت زمان‌، طغرا از فرمان‌ها و منشورها به همه نوع اسنادي سرايت كرد، اعم از اداري يا اقتصادي حتي سكه‌ها و تمبرهاي پست‌.
يك اشاره‌ٴ نهايي‌: مماليك كه براي توسعه‌ٴ نامه‌نگاري عربي تلاش زيادي كردند، داراي تبار ترك بودند. واژه‌هاي فرمان و طغرا تركي است (فرمان در واقع داراي تبار كهن فارسي است‌، ولي‌ از راه تركي وارد عربي شده‌است‌). از اين رو، مي‌توان گفت تركان در تثبيت زبان عربي نقش‌ ناچيزي نداشتند.
از زمان رامون لول به بعد، تحصيل زبان عربي سخت رو به افول نهاده‌بود. در حدود سال‌1400 عربي‌دان برجسته‌ٴ غربي كاتالونيايي ديگري بود به نام آنسلمو تورمدا، كه مانند او روحي‌ بي‌قرار داشت‌. روانش قرين آرامش باد!

22. فارسي

از آن‌جا كه فضلا و دانشمندان ايراني بايد عربي هم مي‌دانستند، عجيب نيست كه واژه‌نامه‌هاي‌ عربي ـ فارسي متعددي تأليف شد. يكي از آنها به احمد داعي‌، شاعر ترك منسوب است‌؛ ديگري‌ در يك نسخه‌ٴ خطي از الاختيارات اثر زين عطار ديده مي‌شود. ولي امكان دارد اين دو واژه‌نامه‌ متعلق به بعد از سال 1400 باشد. افزودن واژه‌نامه به آثار پزشكي فارسي به ويژه لازم بود، هم‌چنان‌كه واژه‌نامه‌هاي طبي عربي ـ لاتيني گاه به ترجمه‌هاي لاتيني ضميمه مي‌شد (از قبيل‌ قانون ابن سينا).
ادبيات فارسي به‌صورت شاياني توسط حافظ، يكي از بزرگ‌ترين شعراي همه‌ٴ اعصار عرضه‌ شد. شاعر ديگري به‌نام رامي معرف ضعف عمده‌ٴ ادبيات فارسي‌، يعني تصنع و قلنبه‌گويي‌ آن است‌.


1. اين اصطلاح از آنجلو پوليزيانو (1454 ـ 1494) است‌. اِراسم آنچه را كه درمورد اين بوزينه‌ها به فكرش مي‌رسيد، در محاورات سيسروني (1528)، به زباني‌ گزنده بيان كرده است‌.